فخری عبوس،
در سر به زیری نگاه تو
پنهان بود
و من
با دست چینی از غریزه های اصیل،
پی
نکته ی برگزیده ای
می گشتم.
پی نوشت:
- در مقاله ای خواندم که گوردون لیش، ویراستار مجله ی معتبر " اسکوایر"، با تفکر شدیداً مینیمالیستی اش و نیز جان گاردنر به عنوان اولین استاد ریموند کارور، تاَثیر قابل ملاحظه ای بر او گذاشته اند.
کارور، که بعدها از این نگاه مینیمالیستی فاصله گرفت و نگرشی متفاوت اختیار کرد، به دنبال تاَتیرپذیری از این دو نفر و در نگارش داستانهایش از کمترین کلمات برای بیان مقصود استفاده می کند.
در ترجمه ی آثار این نویسنده، حفظ اصالت اثر با رعایت سبک و سیاق نگارشی او عملکرد پسندیده ای است. با استفاده از جملات سلیس تر و موجزی که در خواننده همان احساس مورد نظر نویسنده را القا کند.
یک داستان کوتاه از ریموند کارور در کتاب فاصله و داستانهای دیگر با ترجمه ی مصطفی مستور با عنوان "نظرت درباره ی این چیه؟" و نیز در مجموعه ی کلیسای جامع با ترجمه ی فرزانه طاهری با عنوان "حالا این یکی را ببین؟" ترجمه شده است.
کدامیک بهتر است؟
- فیلم "فلسفه و جنسیت" محسن مخملباف رو به طور گذرا دیدم.باید بشینم یه بار دیگه این فیلم رو ببینم. من که نفهمیدم این بابا چه کار کرده. به خودم میگم شاید من نفهمیده باشم اوضاع از چه قراره، بذار یه بار دیگه ببینمش.
- از هیچکس، هیچ انتظاری ندارم. چشمهایم را باز میکنم. همه چیز فعلاً آرام است. سعی میکنم این روال را ثابت نگه دارم....
این فرسنگهای بی پایان،
به بهانه ی شرم است.
در آستانه ی سایه ها
نفس نمی گیرم
که با ماندنم
به خواب
خواهم رفت.
پی نوشت:
- شب و روزم پر شده از هوایی که بوی سیاوش میده. نفس عمیق میکشم و زندگی میکنم.
- من فکر میکنم "وقتی بابا به مسافرت میرود" از امیر کاستاریکا دهن کجی کینه توزانه ای است به نظام فکری که خود کاستاریکا از اعقاب و بازماندگان همان نظام است. کاستاریکا فیلمساز خوبی است و فیلمهایش در همه ی شاخصهای فیلمسازی رتبه ی قابل توجه ای دارند ولی نگاه منصفانه ای ندارد. گمشده های اخلاقی و اعتقادی کاستاریکا هنوز هم گمشده اند و دنیای جدید چیز تازه ای به کاستاریکا نداده است.
- دیدن فیلم بدون زیر نویس عذابی است الیم که به چرت و پرت پنداری منجر میشه. حالا تصور کنید یه فیلم ببینید که هیچ زیر نویسی نداره و به روسی یا چینی هم دوبله شده...!!!