یک رویداد ساده بود،
با رنگهای آبی روشن
و صورتی.
چون یک ستاره ی سوزان
در آسمان پنجره ام سُرید و رفت
و تنها بهانه شد،
برای خوابهای اندکم.
او یک پرنده بود.
پی نوشت:
- چشم.
- باورم نمی شه.!!
یک ماه میشه که هیچ فیلمی ندیدم.
نه که نداشتم، که دور و برم یه چیزی حدود صد فیلم ندیده ریخته و من فیلم ندیدم.
بیشتر دلم خواست بخونم تا ببینم.
والبته سرم هم به عکس و دوربین عکاسی گرم بود.
- عکس، گزارش یک رویداد و نمایش یک موضوع نیست.
عکس نگاه منجمد شده ی عکاس است.
عکس تعریف عکاس از واقعه است. تعریفی که به تعداد آدمهای پشت ویزور دوربین متفاوت است.