نخواستی که ببینی
تمام قامت من
به یاد لحظه ی سبزی
که عشق بود و تو بودی
- که خواب بود و خیال-
در انتظار مرده است
و چون کمان دوتایی است.
نیامدی و ببینی
که تلخ مزه ی روز است
و عمر میگذرد...
پی نوشت:
- شکست عهد مودت نگار دلبندم
برید مهر و وفا یار سست پیوندم
- هیچ.
پس پی نوشت:
- دوش سودای رخش گفتم ز سر بیرون کنم
گفت کو زنجیر تا تدبیر این مجنون کنم