ماه را،
میله ی پنجره ام
دو قسمت می کند
تا تنها من نباشم
با روح و قلبی دو پاره،
مغلوب یورش شبها
و تنهایی تلخ شان.
پی نوشت:
- نه چندان...!
- " دیگرم گرمی نمی بخشد
عشق، آن خورشید یخ بسته
سینه ام صحرای نومیدی ست
خسته ام، از عشق هم خسته..."
این رو کسی برام اس.ام.اس کرد که برام سمبل عاشقی و پایداری اش بود.
- سوخته ام.